فرآیند رشد

.

دخترم

سالها بود که بوی مهر را اینگونه حس نکرده بودم ، فراموش کرده بودم اضطرابها و اشتیاقهای پنهان شده در لایه لایه ماه و این فصل هزار رنگ ....دلم می خواهد حالا که در آستانه ورق زدن برگ جدیدی از تقویم زندگیت هستی حرفهایی را با تو بگویم .....

دخترم

خیلی زمان میخواهد تا یاد بگیری دنیا همیشه روی خواسته های تو نمی چرخد . خیلی زمان می خواهد که تو یاد بگیری خانه کوچک ما ، همه این دنیای بی انتها نیست . تو اگر زیر سقف خانه بوس و نوازش میشدی  و ما اگر با خنده هایت می خندیدیم و با گریه هایت می گریستیم ، اگر شبهای بی قراریت تا به صبح بی قرارمان می کرد ، اگر با هر نگاهت دلمان می لرزید و  آغوشمان مامن امن وجودت بود ، اگر در برابر خواسته های خرد و کلانت کمتر نه میشنیدی و .....  به آن معنی نیست که قرار است تا ابد همین باشد . به گمانم اولین روزی که کفشهای چراغ دار پایت کردم و تشویقت کردم که ولو به شوق روشن شدن چراغ  کفشها ، تلو تلو خوران بلند شوی و تعادلت را حفظ کنی ، از اولین روزی که غذایت را خودت تمام کردی از روزی که دکمه های لباست و بندهای کفش کوچکت را خودت بستی ، و یا از روزی که مثل این روزها به مدرسه رفتن را آغاز کردی ،شروع شده ، بدون اینکه حتی  حواست باشد .

وقت می برد اما باید یاد بگیری که اگر از کنارآدمهاو خیابانها و چراغها و ویترینها می گذری ، همزمان که سایه ات بلند و بلندتر میشود ، همزمان که وزن کتابهای خوانده شده روی شانه ات بیشتر سنگینی می کند ، ؛تنها خودت را نگاه کنی ، روی قدمهای لرزان خودت بایستی و نشنوی همهمه این خیابانهای شلوغ را . خودت را مجبور کنی که هر کس را توی لباس خودش و خانه خودش و گذشته خودش ببینی و قبول کنی بضاعت انسانی ، امریست ذاتی ، هر چند متغیر .

پای بزرگتر شدن که می آید وسط ، با کیفیت همان لذت دیدن چراغهای کفش ؛ خودت ، خودت را تشویق کن که بیایی پشت میز مراوده با آدمهای قد بلند ، قد کوتاه ، وارد ، ناوارد....

اینکه پرَت به پر آدمهای توی خیابانت بگیرد ، اینکه سایه ات روی سایه اشان بیفتد یا باید از کنارشان آرام بگذری یا سرسختانه به احساساتت لگام بزنی و مبارزه کنی و سپس خودت را نوازش کنی و یاد بگیری که آدمها آنقدرها هم که نشان میدهند سخت و جدی و عبورناشدنی نیستند ؛

 همینها است که من به آن می گویم فرآیند رشد ، دست خودت نیست ، اما برای بهتر گذشتن از فراز و نشیبهایش باید خیلی چیزها یاد بگیری....

 

/ 20 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساحل کوچولو

سلام کیانادلم براتنگشد [قلب] اومدوارم یک جابینمت[گل]

نینی ترین داداش دنیا (داود)

´¸.•*¨) ´¸.•*¨) ´¸.•*¨) ´¸.•*¨) ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-•~-.¸,.-~* ╗═══════════════╔ ..(>''''''''''''<)...(>''''''''<) ...(=* : *=)... .(=' : '=) =(,,,)==(,,)==(..)=(,,)= ♥....Nini ღ♥ღ Dadashi....♥ ╝═══════════════╚ سلام گل من .. خوبی ... بخدا وبلاگ قشنگ که چه عرض کنم واقعاً ماهی داری .... مثل خودت که ماهی .... کلی هم استفاده کردم ... امید وارم در تمام مراحل زندگیتم موفق و پیروز باشی ... ضمناً خوشحال میشم اگه دوست داشتی بعد Update کردن وبلاگت اس ام اس بده حتماً بهت سر میرنم. (09353394450) . . . . التماس دعا گلم . فدای مهربونیات ... ´¸.•*¨) ´¸.•*¨) ´¸.•*¨) ´¸.•*¨) ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-•~-.¸,.-~* ______________&&&____&&& ________

candle

[گل]

مامان امیرسام

چه قشنگ ، چه خواندنی... به امید آنروز که دخترک این نصیحت شیرین را به تمامی درک کند...[گل]

لیلی

آدمها آنقدرها هم که نشان میدهند سخت و جدی و عبورناشدنی نیستند این پست خیلی دلنشین بود نیاز عزیز... و مطمئن باشن کیانا در راه بزرگ شدن با معلم خوبی داره خوب خواهد آموخت زندگی را.

مامان ارشیا

اون روز کیانا گلی رو که با فرم مدرسه دیدم متوجه شدم دیگه مامان نیاز تصمیم نهاییش رو گرفته واسه اینکه کیانا کدوم مدرسه بره[نیشخند]جیگرش برم انشالله همیشه لبش خندون و دلش شاد باشه[ماچ][بغل]